بسم الله الرحمن الرحیم
عنوان تحقیق:
جنگ بدر با تکیه بر کتاب سیره النبویه ابن هشام
مقاله حاضر در شماره 389 مجله صف ارگان رسمی ارتش جمهوری اسلامی در مرداد 1392 از صفحه 28 به بعد چاپ گردیده است.
چکیده:
جنگ بدر که نخستین رویارویی سپاه اسلام با مشرکان مکه بود در کناره چاه های بدر و در حوالی 75 کیلومتری مدینه رخ داد. این نبرد که به نفع مسلمانان خاتمه پذیرفت موجب شد تا غنائم و اسرای زیادی از سپاه قریش بدست مسلمانان بیفتد در حالی که تعداد نیروی انسانی مسلمانان نزدیک به یک سوم (حدود 313 نفر) قریشیان بود آنها توانستند مشرکان را شکست داده و برخی از سران گمراه آنان را نظیر ابوجهل به هلاکت برسانند. این جنگ که نخستین ستیز تمام عیار مسلمانان با مشرکان مکه بود نشان داد که بر خلاف تصور مکی ها که نیروی انسانی و قدرت قبیله ای را تا این زمان در جنگ ها ملاک پیروزی می دیدند حالا دیگر باید متوجه این باشند که بر خلاف جنگ های پیشین این بار با یک ایده و بینش جدید به نام آیین اسلام روبرو هستند کیشی که در آن افراد مرگ و شهادت در راه خدا و مذهب اسلام را مایه افتخار و مباهات خود و برادر دینی را به جای برادر خونی و قبیله ای خود می دانستند. به هر حال آن چه که پر واضح و مبرهن است شکست فاحش اشرافیت قریش و نظام قبیله ای آنان در این برخورد فیزیکی است حال این پرسش پیش می آید که فرماندهی ، استراتژیک و تدابیر نظامی پیامبر در این جنگ چگونه توانست با کمی نیرو مسلمانان بر مشرکان ظفر یابند؟ یا به دیگر سخن این پیروزی سرنوشت ساز چگونه نصیب مسلمانان شد؟
نگارنده با توجه به منابع دست اول مانند سیره ابن هشام (نخستین کتابی است که دربارۀ زندگی پیامبر عظیم الشأن اسلام نگاشته شده است. متوفی به سال 213 ه.ق) و چند منبع متأخر به موشکافی این موضوع پرداخته است.
جنگ بدر:
جنگ بدر اولین برخورد جدی مسلمانان پس از مهاجرت به مدینه بود. این جنگ در هفدهم ماه رمضان سال دوم هجری رخ داده است[1]. مسعودی مورخ معروف نیز تاریخ رویداد این واقعه را در ماه رمضان می داند با این اختلاف که وقوع جنگ را در دهم این ماه ذکر می کند[2]. همین نویسنده در کتاب التنبیه والاشراف گزارش می دهد که جنگ بدر در سال دوم و در نوزدهم ماه رمضان رخ داده است[3]. آن چه که مورخان در مورد آن اتفاق نظر دارند این است که این جنگ در ماه رمضان سال دوم از هجرت روی داده است. آن گونه که سیره نویسان و راویان روایت می کنند علت این جنگ بازرگانان قریش بودند. ازآن جایی که کاروان و بازرگانان قریش با سرمایه بزرگی به سفر سالانه تجاری به منطقه شامات (غزه) رفته بودند در بازگشت از این سفر مشرکان می باید از نزدیکی های مدینه عبور می کردند. پیامبر که اخبار این سفر را رصد می کرد همواره افرادی را گماشت تا پیرامون کاروان قریش آنها را تعقیب و اطلاعاتی از سیر حرکت آنها به او در مدینه گزارش نمایند. از آن طرف نیز ابوسفیان که سرپرستی کاروان تجاری قریش را بر عهده داشت و خطر را احساس کرده بود از همان محله تبوک فردی به نام ضمضم بن عمرو غفاری را به مکه فرستاد تا قریش را به حمایت از اموالشان فرا خواند[4] در این هنگام قریشیان که تصور نمی کردند کاروانشان مورد حمله مسلمانان قرار گیرند به بحث و گفتگو در مورد کمک کردن به کاروان پرداختند در این میان ابوجهل که یکی از شیوخ قریش بود سرانجام بر قریشیان فایق شد و همگی آنان را به جنگ ترغیب کرد بزرگان قریش همگی آماده شدند و هر کس از آنان که به هر دلایلی نمی توانست راهی جنگ شود یک نفر را از جانب خود مأمور به جنگ می کردند در این میان ابولهب عموی پیامبر که نتوانست در جنگ حضور یابد عاص بن هشام را که چهار هزار درهم به او بدهکار بود را اجیر و به جای خود انتخاب و روانه جنگ کرد[5]. از یک سو میان قریشیان بر سر مسئله جنگ با پیامبر و یارانش اختلاف و تزلزل رأی بود و از سویی دیگر علاوه بر آن حمله مسلمانان به کاروان و تصاحب آن، جنبه حیثیتی برای قریش داشت[6]. به هر حال قریش از یک سو از عواقب جنگ می ترسیدند و از سوی دیگر از دشمنی قبیله بنی بکر که مبادا از پشت سر مکه را مورد تعرض خود قرار دهند بیمناک بودند. گویند این مسئله نزدیک بود که قریش را از حرکت باز دارد که شیطان به صورت « سراقه بن مالک ابن جعشم» از بزرگان بنی بکر بر ایشان ظاهر شد و چنین گفت: من تعهد می کنم تا زمانی که با محمد (ص) در جنگ هستید قبیله بنی بکر متعرض شما نشود[7]. به هر روی سپاه قریش با قریب نهصد و پنجاه جنگجو، با همه امکانات کف زنان و شادی کنان به راه افتادند از آن سو رسول خدا با دریافت خبر نزدیک شدن کاروان قریش روز هشتم یا دوازدهم ماه رمضان با همراهان خویش از مدینه خارج شد و «عمروبن ام مکتوب» را به جای خود بر امامت نماز منصوب فرمود و پس از خروج از مدینه نیز در محله «روحاء» ابولبابه انصاری را برای رسیدگی به کارهای مردم مدینه بازگرداند[8]. رسول خدا (ص) آن گاه دستور شمارش سپاهیان خویش را داده و در نهایت مسلمانان با کمترین امکانات و کمترین نیرو به راه افتادند. در تمام سپاه مسلمانان تنها سه اسب بود که صاحبان آنها مرثد بن ابی مرثد، مقداد بن عمر و آن دیگری از آن زبیر بن عوام بود[9]. یعقوبی که قدیمی ترین کتاب تاریخ اسلام را نگاشته است می نویسد در بدر با رسول خدا دو اسب و هفتاد شتر بود[10]. پیامبر مرحله به مرحله حرکت کرد و همواره سعی کرد تا بوسیله یکی دو نفر از مسلمانان از اوضاع و احوال کاروان قریش اطلاع یابد در محله روحاء نیز ابوسفیان از شخصی به نام مجدی بن عمرو که در آن دیار سکونت داشت خبر سپاه پیامبر را گرفت آن مرد اگرچه تا حدودی ابوسفیان را از سپاه اسلام آگاه کرد اما ابوسفیان که خود فردی با تجربه بود گویا از سرگین حیوانات همان دو نفری که جهت کسب اطلاعات از سپاه مشرکان آمده بود متوجه شد که سپاه مسلمانان در نزدیکی آنها قرار دارد چرا که به قول او تنها یثربیان بودن (نام مدینه پیش از هجرت پیامبر به این شهر) که به شتران خود نواله خرما می دادند[11]. ابوسفیان به سرعت نزد کاروان بازگشت و آن را از منطقه بدر به سوی ساحل دریا حرکت داد و بدین ترتیب کاملاً از تیررس مسلمانان دور شد. در این هنگام ابوسفیان هنگامی که کاروان را دور ساخت از نزدیک چاه های بدر به قریش پیغام داد دیگر احتیاج به جنگ نیست و نیازی هم نیست که آنها خود را در معرض کشته شدن به دست اهل یثرب (مدینه) قرار دهند[12]. در این میان ابوجهل که در میان سپاهیان اعزامی از مکه بود به هیچ عنوان حاضر به بازگشت نبود او گفت که در بدر توقف کرده، شتران را ذبح کنیم، دیگران را اطعام دهیم، شراب می نوشیم و پس از آن است که همه عرب از ما حساب خواهند برد[13]. گفته شده تنها قبیله بنی زهره از قریش به واسطه آن که مادر پیامبر از آن طایفه بود از جنگ کنار کشیده و راهی بازگشت شدند و از ادامه جنگ باز ایستادند.
اکنون با این وضع بوجود آمده مسلمانان که تنها قصد حمله به کاروان تجاری را داشتند می بایست خود را آماده یک جنگ تمام عیار بکنند پیامبر با مسلمانان به مشورت برخاست و هر یک از آن ها آماده جنگ شدند پیامبر بیش از همه در این جا طبق تعهد نامه در عقبه دوم (ذی حجه سال 13 بعثت) انصار را به پشتیبانی طلبید که سعد بن معاذ به نمایندگی از انصار حمایت جانی و مالی انصار را از پیامبر اعلام داشت[14] پس از سخنان سعد بود که پیامبر اعلام حرکت کرد. رسول الله علی (ع) ، زبیر و سعد بن وقاص را در پی آب به نزدیکی چاهی فرستاد آن ها با ساقیان قریش برخورد کرده از آن دو یک نفر گریخت و یک نفر دیگر اسیر مسلمانان شد اسارت سقایان قریش علاوه بر این که نخستین ضربه بر قریش بود آگاهیهای از چند و چونی سپاه دشمن در اختیار سپاه اسلام قرار داد[15]. در شب قبل از جنگ بارانی باریدن گرفت باران مزبور به سود مسلمانان بود زیرا زمین سر راه مسلمانان تا بدر با آمدن این باران سفت و محکم شد ولی به عکس راه قریش گل شد و حرکت را برای آنان مشکل ساخت[16] و همین مشکل باعث شد تا مسلمانان زودتر از قریش به محل چاه های بدر برسند. در این جا به پیشنهاد سعد بن معاذ سایبانی برای پیامبر ساختند[17]. فردای آن روز سپاه قریش به چاه های بدر رسیدند. خبر عمار یاسر و عبدالله بن مسعود که دورادور گشتی اطراف سپاه قریش زدند، حکایت از اضطراب کامل آنان داشت[18]. فردای آن روز همان طوری که گفته شد در صبح گاه هفدهم رمضان سال دوم هجری دو لشکر برای جنگ آماده شدند پیامبر خود سپاه مسلمانان را صف آرایی کرد به گونه ای که آن ها پشت به آفتاب و در برابر مغرب بودند و قریش ناچار در برابر، رو در روی آفتاب و مشرق. این عمل پیامبر در واقع استراتژیک جنگ را رقم زد. سپس پیامبر از لشکریان اسلام که تعداد آنها را سیصد نفر[19] و یا سیصد و سیزده نفر که هفتاد نفر از مهاجر و بقیه انصار بودند[20] سان دید چون به سواد بن عزیه رسید مشاهده کرد قدری جلوتر از دیگران ایستاده حضرت با چوب دستی خود به شکم سواد زد و فرمود ای سواد مطابق دیگران باش[21]. هنگامی که سواد از درد به پیامبر شکایت برد پیامبر پیراهن خود را بالا زده و گفت ای سواد قصاص کن سواد به جای قصاص شکم رسول خدا را بوسه زد و این گونه نظم، ترتیب و صف آرایی در سپاه مسلمین برقرار شد. اگر چه در پیش گفتم که ابوجهل برای شکست مسلمین و نشان داده ضرب شستی بر دیگر قبایل عرب به بدر آمده بود اما مسئله تهدید کاروان تجارتی قریش توسط مسلمانان می توانست مشکل همیشگی قریش از این پس باشد که بالاخره باید جلوی حملات مسلمانان را به کاروان های تجارتی خود می گرفت و همین مسئله جنگ را اجتناب ناپذیر می ساخت. به هر حال دو سپاه در برابر همدیگر در کنار چاه های بدر صف آرایی کردند نخست با موعظه و پند و اندرز راه به جایی نبردند تا این که جنگ تن به تن آغاز گشت سه تن از سران قریش به نام های عتبه بن ربیعه، برادرش شیبه و پسرش ولید به میدان مبارزه آمده و هماورد خواستن هنگامی که سه تن از انصار آماده شدند آنان نپذیرفتند تا این که پیامبر عبیده بن حارث بن عبدالمطلب، حمزء و علی (هر سه نفر از بنی هاشم و از مهاجر بودند) را راهی جنگ با آن ها کرد. عبیده با عتبه در افتاد و حمزء با شبیه و علی بن ابی طالب با ولید.
حمزء و علی حریفانشان را کشتند سپس آن دو به سراغ عبیده رفته و به چابکی عتبه را کشته و عبیده را که زخم گرانی برداشته بود همراه خود برداشته و به لشکر مسلمانان آوردند[22].این رخداد برای قریش سنگین بود و ابوجهل گفت که نباید از کشته شدن آنان هراس داشت چرا که آنان در جنگ شتاب کرده اند[23] به دنبال آن بود که جنگ عمومی آغاز گشت و تیراندازی از دو طرف شروع شد با کشته شدن چند تن از مسلمانان پیامبر مشتی ریگ به سوی قریشان پاشید و گفت: ای اهل قریش صورت هاتان زشت و سیاه باد! در بحبوحه جنگ و کشته شدن سران قریش و ضعف و تزلزلی که بر سپاه مشرکان پدیدار شد هزیمت در سپاه آنان افتاد دراین نبرد تنها به گفته یعقوبی چهارده مرد از مسلمانان شهید شد و از سروران و افراد قریش هفتاد نفر کشته و همین تعداد از آنان اسیر مسلمانان شد[24]. در آغاز جنگ پیامبر به مسلمانان سفارش کرده بود که اسیران را نکشند بخصوص اسیران بنی هاشم. از اسیران بنی هاشم عباس عمومی پیامبر عقیل بن ابی طالب و نوفل بن حارث در میان اسیران بودند[25] که بواسطه خویشاوندی با رسول خدا در مقابل فدیه آزاد شدند اما کسانی همچون عقبه ابن ابی معیط بن عمرو بن امیه و نضربن حارث بن کلده بن عبد مناف بن عبدالدار و امیه بن خلف که در مکه پیامبر و مسلمانان را آزار رسانده بودند چه در میدان جنگ و چه به دستور پیامبر و در حال اسارت بدست حضرت علی کشته شدند[26] مابقی اسیران که منابع در مورد تعداد آن ها اختلاف نظر دارند و شصت و هشت تا شصت و پنج نفر ذکر کرده اند بوسیله مسلمانان به اسارت برده شدند و همراه غنایم بر جای مانده که عمدتاً تجهیزات نظامی بود گردآوری شدند بدین ترتیب یکی از تاریخی ترین روزهای صدر اسلام باموفقیت و پیروزی باور نکردنی و تعیین کننده مسلمانان خاتمه یافت. اما در مورد غنایم این جنگ جدا از اسرای جنگی بیش از یکصد و پنجاه شتر، ده اسب و مقداری چرم و پارچه و ابزار آلات جنگی بود[27] به دستور رسول خدا غنائم جمع آوری شده و همه را در یک جا جمع کردند در این موقع بر سر تقسیم غنائم میان مسلمانان اختلاف افتاد گروهی که آن ها را جمع کرده بودند همه را حق خود می دانستند و آنان که دشمن را شکست داده بودند و تعقیبشان کرده بودند می گفتند: غنائم حق ما است. عده ای که در طول جنگ اطراف عریش و سایبان پیغمبر را گرفته و از آن حضرت محافظت می کردند مدعی بودند که شما از این غنائم سزاوارتر از ما نیستید زیرا اگر ما از جان پیغمبر محافظت نمی کردیم و به میدان آمده هم جنگ می کردیم و هم غنائم بدست می آوردیم.
رسول خدا برای این که اختلافی بین مسلمانان پیش نیاید دستور داد موقتاً همه غنائم در یک جا جمع شوند و همه را به دست شخصی از انصار به نام عبدالله بن کعب سپرد[28]. تا بعداً برای تقسیم آن تصمیم بگیرد. در بین راه با نزول آیات قرآن در سوره انفال اختیار تقسیم آن بدست رسول خدا افتاد و به سرعت اختلاف مذبور حل شد. آن حضرت نیز تمامی غنائم را به هسه مساوی بین مسلمانان تقسیم کرد در حالی که برای خود سهمی اختصاص نداد. رسول خدا برای کسانی نیز که به جای خویش در مدینه نصب کرده بود سهمی از غنائم پرداخت علاوه بر این ها پیامبر سهمی را برای جعفربن ابی طالب که در حبشه و سعد بن عباده خزرجی انصاری که بدلیل مارگزیدگی نتوانسته بود در جنگ حضور یابد اما انصار را تشویق و ترغیب به جنگ کرده بود سهمی را اختصاص داد[29].
در واقع این غنائم نخستین اشیائی بودند که نام انفال به عنوان اموال عمومی به آن ها داده شد در پایان روز جنگ پیامبر فرمود تا اجساد کشته های قریش را در چاهی انداختند سپس پیامبر بر بالای سر چاه رفت و گفت: ای عتبه بن ربیعه، ای شیبه بن ربیعه، ای امیه بن خلف ای ابوجهل آیا وعده پروردگار را حق یافتید من که وعده پروردگار را حق یافتم شما چه بد خویشاوندی برای پیامبرتان بودید[30]. گفته شده در میان سپاه مسلمانان حذیفه بن عتبه حضور داشت وی هنگامی که چهره مرده پدرش را دید که بر روی زمین می کشیدند و در چاه می انداختند، به قدری ناراحت شد. رسول خدا پرسید آیا از آن چه بر پدرت رفته است ناراحت شدی؟ ابوحذیفه گفت: من در پدرم عقل و شرفی می دیدم و امید هدایت او را داشتم و چون نشد خشمگین شدم[31]. روز یکشنبه نوزدهم ماه رمضان خبر پیروزی و باورنکردنی مسلمانان و خبر کشته شدن ابوجهل، امیه بن خلف، عتبه و شیبه و اسارت سهیل بن عمر به وسیله عبدالله بن رواحه و زید بن حارثه به مردم مدینه رسید[32] شکست قریش در این ماجرا چنان افتضاح آمیز و پردامنه بود که مشرکین و منافقین و حتی یهودیان مدینه در برابر پیروزی مسلمانان سر فرود آورند و این گونه جنگ بدر با توکل به خدا به سود مسلمانان پایان پذیرفت پایانی خوشایند و سرشار از امید.
نتیجه
جنگ بدر که در سال دوم هجرت رسول خدا (ص) به مدینه اتفاق افتاد نخستین ضربه مهلک را بر پیکره قریش وارد ساخت این نبرد از یک سو مایع پیروزی مسلمانان و شکست خفت بار قریشیان بود و موجب شد تا غنائم و اسیران زیادی (حدود 70 نفر) از آنان به تصرف مسلمانان درآیند و از سوی دیگر نشان از ایجاد تشکیل حکومت نوپای اسلام در مدینه می داد افزون بر این موارد روحیه مبارزه جویی و توکل بر خدا و پشتیبانی از پیامبر را در نو مسلمانان مدینه(اعم از مهاجر و انصار) تقویت می کرد.
دیگر این که شکوه و هیبت مسلمین را در میان قبایل مختلف عربی نشان داد و به نوعی به مردمان عرب نشان داد که از این پس برتری مدینه النبی بر مکه نه تنها پایتخت دینی و مذهبی حکومت اسلامی جدید خواهد بود بلکه از همه نظر بر رقیب سنتی خود شهر مکه برتری خواهد یافت.
منابع و مآخذ:
1- ابن هشام، سیره النبویه؛، ترجمه هاشم رسولی محلاتی، جلد دوم، تهران، نشر کتابچی، چاپ دهم،1385
2- جعفریان، رسول ، سیره رسول خدا (ص)، جلد اول، تهران، نشر دلیل ما، چاپ هشتم، 1389
3- زیدان ،جرجی ، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر کلام، تهران، نشر امیر کبیر چاپ یازدهم، 1384
4- مسعودی،ابوالحسین علی بن الحسین ،التنبیه و الاشراف، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، نشر علمی و فرهنگی،چاپ دوم، 1381
5- مسعودی،ابوالحسن علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، جلد اول، تهران، نشر علمی و فرهنگی،چاپ هفتم، 1382
6- یعقوبی، ابن واضح، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی،، جلد اول، تهران، نشر علمی و فرهنگی، چاپ نهم، 1382
[1] -ابن هشام، سیره النبویه؛، ترجمه هاشم رسولی محلاتی، جلد دوم، تهران، نشر کتابچی، چاپ دهم،1385، ص 22
[2] -ابوالحسن علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، جلد اول، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، نشر علمی و فرهنگی، 1382، ص 634.
[3] - مسعودی، التنبیه و الاشراف، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، نشر علمی و فرهنگی،1381، ص 217.
[4] -ابن هشام، منبع پیشین، ص 3
[6] -رسول جعفریان، سیره رسول خدا (ص)، جلد اول، تهران، نشر دلیل ما، چاپ هشتم، 1389، ص 473.
[7] - ابن هشام، منبع پیشین، ص 6.
[8] - همان، ص 7؛ مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص 218.
[9] - ابن هشام، منبع پیشین، ص 55
[10] - یعقوبی، ابن واضح، تاریخ یعقوبی، جلد اول، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، نشر علمی و فرهنگی، چاپ نهم، 1382، ص 404
[11] - ابن هشام، منبع پیشین، ص 14
[12] -جعفریان، منبع پیشین، ص 475
[13] - ابن هشان، منبع پیشین، ص 15
[14] - این نخستین جنگی بود که انصار در آن شرکت می کردند
[15] -جعفریان، منبع پیشین، ص 479
[16] -ابن هشام، منبع پیشین، ص 17
[18] - جعفریان، منبع پیشین، ص 480
[19] - یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ص 404
[20] - جرجی زیدان، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر کلام، تهران، چاپ یازدهم، 1384، ص 33
[21] -ابن هشام، منبع پیشین، ص 22
[22] - ابن هشام، منبع پیشین، ص 24
[23] - جعفریان، منبع پیشین، ص 483
[24] - یعقوبی، منبع پیشین، ص 405
[25] - همان منبع، همان جا
[26] - ابن هشام، منبع پیشین، صص 28-27؛ یعقوبی منبع پیشین، ص 405
[27] -جعفریان، منبع پیشین، ص 485
[28] - ابن هشام، منبع پیشین، ص 36
[29] - جعفریان، منبع پیشین، ص 485
[30] - ابن هشام، منبع پیشین، ص 34
[31] - همان ، همان جا؛ جعفریان، منبع پیشین، ص 489
[32] - ابن هشام، منبع پیشین، ص 38
نویسنده: مسلم میرزاوند مدرس حوزه و دانشگاه
مشک...
ما را در سایت مشک دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 82
تاريخ: شنبه
13 خرداد
1396 ساعت: 11:59